جبهه دیگر ایران: جنگ بر سر اینترنت
مدتهاست که دولت ایران، دسترسی آزاد به اینترنت را امتیازی تلقی میکند که از سوی حکومت به کسانی اعطا میشود که مایل به حمل پیام آن باشند و از دیگران دریغ داشته میشود. حدود چهار ساعت پس از آغاز حملات اسرائیل و آمریکا، ترافیک اینترنت ۹۸ درصد کاهش یافت - تقریباً یک خاموشی کامل. زیرساختهای ارتباطی ایران عمداً توسط دولت از بین رفت و ترافیک اینترنت به طور کامل متوقف شد. حملات توسط دشمنان دولت ایران با هدف قرار دادن تأسیسات نظامی، توانمندیها و رهبری ارشد سیاسی و نظامی انجام شد. خاموشی اینترنت توسط دولت اعمال شد و هدف آن مردم ایران بودند. میلیونها داوطلب در سراسر جهان به کمک کاربران داخل ایران آمدند و بیسروصدا پهنای باند خود را اهدا کردند.
این الگو اکنون به خوبی تثبیت شده است: در طول جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵، یک خاموشی تقریباً مشابه برای تقریباً نیمی از مدت درگیری اعمال شد. همزمان با سرکوب خشونتآمیز نیروهای امنیتی در دور جدید اعتراضات در ایران، مقامات دسترسی به اینترنت را قطع کردند. اینترنت در ۸ ژانویه ۲۰۲۶ به طور کامل قطع شد. محدودیتها در ۲۸ ژانویه کمی کاهش یافت، اما این کاهش جزئی بود: محدودیتهای شدیدی باقی ماند. هنگامی که حملات ۲۸ فوریه رخ داد، دولت یک بار دیگر اتصال را کاهش داد - این بار تقریباً به تاریکی کامل.
هر بار، توجیه رسمی امنیت ملی بود - قطع اتصال برای جلوگیری از هدف قرار دادن اطلاعات و کند کردن حملات سایبری ورودی. خاموشی اینترنت، تواناییهای نظامی دشمنان ایران را به هیچ وجه محدود نکرد. کاری که انجام داد - به طور قابل اعتماد، عمدی و هر بار - قطع ارتباط شهروندان از دنیای خارج، پنهان کردن جنایات و قطع ارتباط بین ایرانیان داخل کشور و کسانی که در خارج از مرزهای آن هستند، بود.
از همان ابتدای این بحران، هم اسرائیل و هم ایالات متحده، سرکوب مردم ایران را یکی از توجیهات خود برای اقدام نظامی ذکر کردند. با این حال، مفاد آتشبسی که در ۸ آوریل ۲۰۲۶ اعلام شد، تنها موشکها، تأسیسات هستهای و نیروهای نیابتی منطقهای را پوشش میدهد. دسترسی به اینترنت برای ۹۰ میلیون ایرانی در میان آنها نبود. هیچ دولتی آن را مطالبه نکرد. هیچ دولتی طوری رفتار نکرد که خاموشی اینترنت، مشکل آنها برای حل کردن است. با ادامه خاموشی، یک کاربر ایرانی در فارسی در X نوشت: «یک روز پس از رسیدن به ماه، فضانوردان NASA توانستند با خانوادههای خود صحبت کنند. در همان لحظه، مردم ایران - برای بیش از یک ماه، به دلیل ظلم جمهوری اسلامی - از دیدن و صحبت کردن با خانوادههای خود محروم شدهاند. آنها به اینترنت دسترسی ندارند.»
برای جمهوری اسلامی، اینترنت یک تهدید سیاسی است که باید مدیریت شود، و ارتباط یک جمعیت با دنیای خارج، یک آسیبپذیری است که باید بسته شود. چیزی که توجه بسیار کمتری را به خود جلب کرده است، اتفاقی است که در آن سوی این دیوار آتش رخ داد: هزاران نفر از اعضای دیاسپورا که مدتها قبل از شروع حملات، زیرساختهای لازم برای مقابله را ساخته بودند.
از طریق شبکههای پروکسی داوطلبانه - به ویژه Conduit شرکت Psiphon و Snowflake پروژه Tor - اعضای دیاسپورا در سراسر اروپا و آمریکای شمالی دستگاههای شخصی خود را به پل تبدیل کردند. مکانیسم آن به اندازهای ساده است که هر کسی بتواند در آن شرکت کند. Conduit بیسروصدا در پسزمینه تلفن یا لپتاپ اجرا میشود و بخشی از پهنای باند کاربر را به اشتراک میگذارد. هنگامی که کاربران ایرانی داخل کشور از شبکه Psiphon برای اتصال استفاده میکنند، ترافیک رمزگذاری شده آنها از طریق این دستگاههای داوطلبانه به عنوان سنگ بنا قبل از رسیدن به شبکه گستردهتر هدایت میشود. Snowflake از طریق یک افزونه مرورگر با همین اصل کار میکند: اتصالات از طریق آدرسهای مسکونی عادی که دائماً در حال تغییر هستند هدایت میشوند، و این امر مسدود کردن آنها را به طور جمعی برای مقامات تقریباً غیرممکن میکند. هیچ یک از این ابزارها به تخصص فنی نیاز ندارند. تقاضایی که برآورده کردند فوقالعاده بود. در عرض چند روز پس از خاموشی، این ابزارهای دور زدن به یک رفتار بقای جمعی کاربران ایرانی تبدیل شده بود که از همه گروههای جمعیتی و جغرافیایی عبور میکرد. پس از محدودیتهای اینترنتی اعمال شده از ابتدای سال ۲۰۲۶، Psiphon به تنهایی به نزدیک به ۹.۶ میلیون کاربر روزانه ایرانی رسید، و Conduit بیش از ۵ میلیون کاربر در ایران در ۲۷ فوریه گزارش کرد. بیش از ۱۰ درصد از کل جمعیت ایران به این ابزارهای دور زدن روی آورده بودند - مقیاسی که تردیدی باقی نمیگذارد که ایرانیان عادی برای متصل ماندن به جهان تا چه حد پیش خواهند رفت.
محدودیتهای واقعی در مورد آنچه این خدمات اشتراکگذاری پهنای باند میتوانند به دست آورند وجود دارد. Conduit و Snowflake هر دو برای عملکرد به یک اتصال اینترنتی فعال نیاز دارند. هنگامی که مقامات ایرانی از ابزار نهایی خود استفاده میکنند - یک خاموشی کامل شبکه - پلهای داوطلبانه صرف نظر از اینکه چند هزار نفر در سراسر جهان آماده به اشتراک گذاشتن پهنای باند خود باشند، بیفایده میشوند. تخمینها در مورد تعداد ترمینالهای Starlink که به ایران قاچاق شدهاند بسیار متفاوت است. ارقام از ۵۰,۰۰۰ تا بیش از ۱۰۰,۰۰۰ متغیر است، اگرچه تعداد واقعی تأیید نشده است. چیزی که مورد مناقشه نیست نکته کلیتر است: حتی در بالاترین حد این تخمینها، اتصال ماهوارهای به بخش بسیار کوچکی از جمعیتی بیش از ۹۰ میلیون نفر میرسد که به شدت در تهران متمرکز شدهاند و فراتر از دسترس اکثر ایرانیان است.
توسعه فناوری ابزارهای دور زدن و داوطلبان به اشتراکگذاری پهنای باند نمیتواند در نهایت بر تصمیم دولت برای خاموش کردن چراغها غلبه کند. علاوه بر این، داشتن Starlink عواقب قانونی شدیدی برای ایرانیان دارد. جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۵ قانونی را تصویب کرد که داشتن و استفاده از Starlink را جرم تلقی میکند. استفاده شخصی به تنهایی تا دو سال زندان دارد و توزیع یا واردات برای فروش آن را به پنج سال افزایش میدهد. اگر مقامات تشخیص دهند که استفاده برای به چالش کشیدن دولت یا جاسوسی بوده است، مجازات اعدام است.
سیستمهای اشتراکگذاری پهنای باند نشان میدهند که چند نفر در هر زمان معین از طریق اتصال کاربر مسیریابی میکنند و به چند نفر در هر ۲۴ ساعت گذشته کمک شده است. این فناوری گمنامی کامل را حفظ میکند - داوطلبان نمیتوانند ببینند چه کسی متصل میشود یا از کجا. اما داوطلبان در سراسر جهان - که بسیاری از آنها ایرانیان در دیاسپورا هستند - میدانستند که اعدادی که در داشبوردهای آنها بالا میروند، تقریباً به طور قطع نشان دهنده افراد داخل ایران هستند: کسی که به اخباری دسترسی دارد که دولتشان میخواهد پنهان کند، دانشجویی که در حال تحقیق است یا فردی که در تلاش است با خانواده خود در خارج از کشور تماس بگیرد.
در حالی که میلیونها نفر در داخل ایران به دنبال هر اتصالی بودند که میتوانستند پیدا کنند، رژیم همزمان تصمیم میگرفت که به چه کسی باید اجازه اتصال داده شود. در اوایل مارس ۲۰۲۶، سخنگوی دولت، Fatemeh Mohajerani اعلام کرد که دسترسی به اینترنت برای کسانی فراهم شده است که «میتوانند صدای دولت را بیشتر حمل کنند». او مشخص نکرد که کدام افراد یا گروهها. با این حال، مکانیسم جدید نبود. دسترسی بدون فیلتر به اینترنت مدتهاست که در ایران از طریق به اصطلاح «سیمکارتهای سفید» به روزنامهنگاران منتخب، نمایندگان مجلس و سایر افراد وابسته به مؤسسات دولتی توزیع میشود.
وجود این سیستم دو لایه سالها یک راز آشکار بود، اما یک ویژگی فنی جزئی در یک پلتفرم رسانههای اجتماعی کافی بود تا آن را به یک مدرک عمومی انکارناپذیر تبدیل کند. ویژگی نمایش موقعیت مکانی X که در اواخر نوامبر ۲۰۲۴ معرفی شد، برای تشخیص حسابهای واقعی از حسابهایی که از طریق شبکههای خصوصی مجازی یا مکانهای جعلی فعالیت میکنند، طراحی شده بود. کاربرانی که از طریق شبکههای خصوصی مجازی متصل میشوند - همانطور که اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان باید این کار را انجام دهند، با توجه به اینکه X مسدود است - یک کشور خارجی را به عنوان مکان خود نشان میدهند. اما تعدادی از حسابها ثبت شدهاند که از ایران پست میگذارند، به این معنی که کاربران آنها مستقیماً و بدون ابزارهای دور زدن به این پلتفرم دسترسی دارند. هنگامی که ایرانیان شروع به تطبیق متقابل این حسابها با هویت صاحبانشان کردند، آنچه پدیدار شد، فهرستی از مقامات ارشد دولتی، چهرههای رسانههای دولتی و شخصیتهای مجاور امنیتی بود که از دسترسی نامحدود به پلتفرمی که برای همه افراد دیگر مسدود شده بود، برخوردار بودند.
به کسانی که میتوان به آنها تکیه کرد تا روایت دولت را تقویت کنند، امتیاز اتصال داده شده است، در حالی که ایرانیان عادی اینگونه نیستند. شهروندان ایرانی به طور کلی تنها به یک اینترانت داخلی تنزل یافته دسترسی دارند که به طور مبهمی بر اساس دیوار آتش بزرگ چین مدلسازی شده است، جایی که خدمات اساسی جهانی در دسترس نیست و آنچه باقی میماند به شدت توسط دولت کنترل میشود.
در طرف دیگر این جنگ، شهروندان اسرائیلی هستند که زیر آتش موشکهای ایرانی قرار دارند و به سیستم هشدار فرماندهی جبهه داخلی دسترسی دارند. این شبکهای از برنامههای کاربردی تلفن همراه و فناوری پخش سلولی است که هشدارهای بیدرنگ را مستقیماً به تلفنها ارسال میکند، تهدید را مشخص میکند و به ساکنان ثانیههایی فرصت میدهد تا به پناهگاه برسند. دولتهای شورای همکاری خلیج فارس (یعنی امارات متحده عربی، کویت، قطر، عمان، عربستان سعودی و بحرین) نیز از ساعات اولیه درگیری سیستمهای هشدار اضطراری خود را فعال کردهاند تا از شهروندان خود در طول این جنگ محافظت کنند. بحرین سیستم هشدار حمله هوایی خود را فعال کرد و هشدارهای وزارت کشور را مستقیماً به تلفنهای همراه ساکنان ارسال کرد. وزارت کشور بحرین سیستم هشدار ملی خود را فعال کرد و هشدارها را برای ساکنان پخش کرد و به آنها دستور داد آرام بمانند و نزدیکترین مکان امن را جستجو کنند. در امارات متحده عربی، آلارمهای بلند به تلفنهای همراه ارسال میشود و دستورالعملهایی برای یافتن پوشش فوری ارائه میشود. در کویت، آژیرهای دفاع مدنی در طول حملات از ایران فعال میشوند. این سیستم شامل یک شبکه آژیر طبقهبندی شده است که سیگنالهای هشدار متمایز برای سطوح مختلف تهدید و پاسخهای مربوطه مورد نیاز از سوی مردم تنظیم شدهاند. قطر از ساعات اولیه بحران اقدامات مشابهی انجام داده است. دفاع مدنی عربستان سعودی نیز دستورالعملهای واضح و یک برنامه کاربردی تلفن همراه برای هشدارها در طول مواقع اضطراری صادر کرده است.
مقامات ایرانی هیچ معادل آن را ایجاد نکردهاند. در حالی که بمبها از بیرون سقوط میکنند، دولت ایران و


